السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

25

تفسير الميزان ( فارسي )

« وَإِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَرَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ » « 1 » و مقصود اين است كه به ياد آريد آن زمانى را كه ما از پدران شما ميثاق گرفتيم . « 2 » بعضى ديگر حرفهاى ديگرى زده‌اند ، از آن جمله گفته‌اند : معناى آيه اين است كه ما آدم را خلق كرديم و سپس شما را در پشت او صورتگرى نموديم ، و پس از آن به ملائكه گفتيم تا او را سجده كنند ، و اين معنا با روايت ابن عباس ، مجاهد ، ربيع ، قتاده و سدى مطابق است . و نيز گفته‌اند : ترتيبى كه در آيه است ترتيب در اخبار است ، نه در جريان خارجى داستان ، گويا فرموده : « ما شما را خلق كرديم ، و پس از آن صورتگرى نموديم ، پس از آن اكنون به شما خبر مىدهيم كه ما به ملائكه گفتيم تا آدم را سجده كنند » و از اين قبيل تعبيرات در كلام عرب زياد ديده مىشود ، مثلا مىگويند : « من پياده راه مىروم و سپس تند مىروم يعنى سپس تو را خبر مىدهم به اينكه تندرو هم هستم » ، و اين معنا مطابق با قول جماعتى از علماى نحو مانند على بن عيسى و قاضى ابو سعيد سيرافى و غير آن دو مىباشد ، و لذا بعضىها از قبيل عكرمه در آيه شريفه گفته‌اند كه معنايش اين است كه : « ما شما را نخست در پشت پدرانتان خلق كرده و سپس در رحم مادرانتان صورتگرىتان نموديم » . و بعضى ديگر گفته‌اند معنايش اين است كه : « ما شما را نخست در رحم آفريديم و پس از آن چشم و گوش و ساير اعضا برايتان درست كرديم » . اين بود كلام صاحب مجمع البيان در معناى آيه و در نقل اقوال ساير مفسرين « 3 » . اما آن معنايى كه از زجاج نقل كرد اين اشكال را دارد كه اولا اگر در كلام عرب گفته مىشود ما به شما چنين و چنان كرديم و مقصودشان اين است كه ما به پدران شما چنين و چنان كرديم ، در جايى است كه اسلاف و اخلاف هر دو در جهت مورد نظر شريك باشند ، مانند مثالى كه وى زده است ، نه نظير بحث ما كه به صرف اينكه ما فرزندان آدميم خلقت آدم را خلقت ما دانسته و بفرمايد : « ما شما را آفريديم و سپس صورتگرى نموده آن گاه به ملائكه گفتيم تا آدم را سجده كنند » . و ثانيا اگر خلقت آدم و تصوير او ، خلقت بنى نوع بشر و تصوير آنان باشد بايد سجده بر آدم هم سجده بر ابناى او بوده باشد ، و بايد فرموده باشد : « ثم قلنا للملائكة

--> ( 1 ) به ياد آريد آن زمانى را كه ما از شما ميثاق گرفتيم و كوه را بالاى سر شما بلند كرديم . سوره بقره آيه 60 ( 2 ) مجمع البيان ج 4 ص 400 ( 3 ) مجمع البيان ج 4 ص 401 ط تهران